آفتاب عرفه! لختی آرامتر.
میخواهم ثانیههایی بیش، با نجوا بمانم. لختی آهستهتر، میخواهم بیشتر شعلهور شوم. میخواهم در برکهای از اشک، وضو بسازم و دو رکعت نماز حضور بخوانم. اندکی آرامتر، تا از بام پژمردگی درآیم و به سمت بیکرانهی آسمان پر گشایم. لحظهای کم شتابتر، نمیخواهم! با غروب تو، خورشید آرزوهایم غروب کند. ثانیه ثانیهی امسالم را بدین امید گذراندم که در عصر امروز عطر دلانگیز آن موعود را در آغوش گیرم. همان که شاید در یکی از همین خیمهها، صوت دلربای قرآنش را، میهمان دلهای حاجیانش کرده است. همان که با گرمی حضور خود، عرفات را تابستان میوههای شیرین معنویت ساخته است. همان که ستون خیمهاش، تکیهگاه دلهای مشتاق است. همان که روزی پشت به دیوار کعبه، نغمهی «انا بقیه اللّه» را برمیآورد و پیراهن مشکی کعبه را به در خواهد آورد. همان که ابراهیم بتخانههای کفر و نفاق خواهد بود و گلستانساز آتشخانهی بغض و عداوت. نمیدانم کدام چشم آشیانهی تصویر فرزند فاطمه (س) شده است! نمیدانم یعقوب کدام کنعان یوسف پیراهن او را به تماشا نشسته است!
نمیدانم کدام آینه، صلابت او را به تحیّر نگریسته است! و نمیدانم کدام پرده، میان من و او حجاب شده است که چشمانم بیقرارند.
ای غروب عرفه! سلام مرا به مسافر همیشه خود برسان و چشم به راهی مرا برای آن سوار سپیده بازگو کن!
*********
یاد و خاطره شهدای عرفه ، شهید کاظمی و یارانش به خیر. انشاءالله همگان بتوانیم راه آنها را در پاسداری از حریم ولایت ادامه دهیم.

امروزدشمنان اسلام از راههاي مختلف مي خواهند زشتي محرمات و معاصي و منزلت حيا و عفت را از بين ببرند. از همين رو به شيوه هاي مختلف در اذهان جوانان القا مي كنند كه ارزش شخصيت و تمدن در لباسهاي آنچناني است. در چنين موقعيتي بايد زنان و دختران مسلمان هوشيار باشند و با پوشش مناسب و شايسته خويش پاسخ دندان شكني به اين خودباختگان بدهند و ديگران را نيز به پوشش برتر تشويق نمايند. مابايد نسبت به مسائلي كه دشمن را به وحشت مي اندازد حساس باشيم و بكوشيم تا آنها را تقويت كنيم و چادر يكي ازآنهاست.
يك جامعه شناس فرانسوي در خصوص سياستهاي استعمار در مبارزه با حجاب زنان الجزاير مي گويد: هر چادري كه دورانداخته مي شود افق جديدي را كه براي استعمار ممنوع بوده در برابر او مي گشايد و پس از ديدن هر چهره بي حجاب اميدهاي حمله ور شدن استعمار ده برابر مي شود.
قرآن مجيد به دين باوران دستور مىدهد كه چشمان خويش را بىپروا بر هر كس نگشايند. «به چشمانت بياموز كه هر كس ارزش ديدن ندارد» زيرا چشم انسان، عرصه واردات دل و فكر او را فراهم مىسازد. نگاه به نامحرم كه زمينه فساد را فراهم مىكند حرام شمرده شده است.انسانها را مىتوان از روى چشمهاى عفيف و غيرعفيف، شناخت. چشمان عفيف، ارزشمندند و چشم دريده، ادب نگاه نمىدارد. انسان موفق بر هر آن چه مىرسد بىپروا چشم نمىگشايد و نگاه خويش را محدود مىسازد. اگر كسى عفت نگاه نداشته باشد چه بسا كه به بىعفتى در عرصههاى ديگر دچار شود. اين عفت خاص مردان نيست؛ بلكه زن هم بايد عفت را رعايت كند. گر چه بيمارى چشمچرانى در مردان بيشتر شيوع دارد و مردان، با چشمانشان به دام مىافتند و زنان، با گوشهايشان.عفت نگاه پرهيز از نگاههاى آلوده است كه نتيجه اين پرهيز پاكى دل و انديشه از واردات ناشايست است ولى عفت كلام پاك ساختن عرصه صادرات دل است. آنان كه بىمحابا از هر چه بخواهند سخن مىگويند، هر واژهاى را بر زبان مىآورند و در پردازش كلمات خويش، محاسبه دقيقى ندارند، نه ارزش خويش را حرمت مىنهند و نه ارزش مخاطب را.
زن در شرافت و حقوق و شخصیتِ انسانی با مردان برابر است. پس نباید به او همانند یک کالای تبلیغاتی برای جلب مشتری نگاه کرد. حجاب عاملی است که جلوی این نگاهها را می گیرد؛ نیز مانع از هم پاشیدگی خانواده ها می شود. اگر به دستاوردهای درخشان قوانین اسلام توجه نمی کنیم، لااقل از ضرر و زیان خانمانسوز بی بند و باری عبرت بگیریم. حجاب موجب جلوگیری از اشاعه فحشا و منکرات در جامعه می شود. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: «در آخرالزمان که بدترین زمان هاست، زنان بی حجاب و برهنه آشکار می شوند که با زینت و آرایش بیرون می آیند. آنان از مرز دین خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند و به سوی شهوت ها تمایل و شتاب دارند. حرام ها را حلال می کنند و سرانجام در دوزخ گرفتار عذاب ابدی خواهند شد.»
زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است. حفظ پوشش، احترام نهادن به زن و محفوظ نگه داشتن وی از نگاههای ناپاک است. چنانچه زن حدود را رعایت نکند، هر بیماردلی در او طمع نموده و با نگاه آلوده اش حریم زن را می شکند. شخصیتی که باید سالم بوده و نسل سالم را تربیت نماید، تحت تأثیر دیده های آلوده به گناه، به طرف شهوت سوق داده شده، هویت خود را فراموش می کند و در چنگال بیماردلان و هوسبازان گرفتار می شود، چنان که از منش انسانیت سقوط کرده و به گرداب حیوانیت فرو می رود.
حماسه فاطمی، چنان در
اوج بی مثالی است که پژواک روح بخش آن تا قیامت در گوش جان جهان طنین انداز خواهد
ماند و اینک ضروری ترین عرصه ای که بایستی در آن به فاطمه زهرا(س) اقتدا کرد، عرصه
«ولایت مداری» و «امام محوری» است.
این فاطمه بود که
عاشقانه ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این فاطمه بود که یگانه ترین
اسوه دهی را در همرهی با ولایت ادا ساخت. همو که پهلویش شکست و در خون نشست، اما
لحظه ای از یاری ولی امر خویش پای ننشست.
«آیت الله مصباح یزدی»
ای به خاک آرمیده
افلاکی! شهادتت، به حق شهادت می دهد و رفتنت، رفته ها را به یادها می آورد. خفتنت
در خاک تیره، خفتگان تیره روز را بیدار می کند. مزار پنهانت، پنهان ها را آشکار می
کند. گریه هایت، از خنده های ناحق پرده بر می دارد.
ایام فاطمیه، دلهای
عاشق و بی قرار، سرود غم می خواند و منظومه اندوه می سراید. فاطمیه، فصل و موسم
تجدید داغهای علی(ع) است. در سوگ زهرا(س) آسمان دل ما ابری و هوای چشمانمان بارانی
است. شیعه امروز در فاطمیه ای به وسعت ایران، سر بر شانه مظلومیت می گذارد و اشک
می ریزد. ایام فاطمیه، فهرست غم، سند مظلومیت و ادعا نامه شیعه است.
بسیجیان عاشق ولایت تسلیت باد.»
اين
نوع رابطه
از نظر اسلام حرام است و قرآن دوستى بين دختر و پسر و اين گونه روابط را نهى كرده
است؛ زيرا عفت عمومى جامعه با اينگونه روابط آسيب جدى مىبيند؛ پايههاى
ازدواج و خانواده سست مىشود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. با
توجه به شرايط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجويان و
خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو،
روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند.
بنابراين، توصيه ما اين است كه به نكات زير توجه كرده، انشاءالله همه ما به آن عمل
كنيم:
1- اگر
ضرورتى ايجاب نمىكند، از ايجاد رابطه با نامحرم پرهيز شود و خواهران دانشجو در
مقابل افراد نامحرم رفتارى صميمانه نداشته باشند. در احكام شرعى آمده است كه در
غير ضرورت مكروه است كه
مرد
با زن همصحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان. علت آن اين است كه چه بسا همين همصحبت
شدنها غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد
گردد و نقطه آغازى براى غوطهور شدن در انحراف و فساد شود.
2- در
صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر
نشود اشكالى ندارد. اما با
اين
حال لازم است كه ارتباط در كلاسها، به گونهاى باشد كه كمترين اختلاط پديد آيد و
در معاشرت و گفتوگو هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:
- از گفتوگوهاى تحريك
كننده پرهيز شود.
- از
نگاههاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
- حجاب شرعى
رعايت شود.
- قصد لذت
در كار نباشد.
- دو نفر نامحرم
در محيط بسته
تنها نمانند.
بنابراين،
سعى كنيد خود را عادت دهيد تا هنگام صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از
بدن او خيره نشويد و قسمتهاى باز و پوشيده، برايتان كاملاً مساوى فرض شوند و در
همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.
به دو
نمونه از زنان اجتماع توجه فرمائيد ارزش آنان را بسنجيد و بگوئيد كداميك برترند: آيا
يك زن با حجاب كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش
كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت
واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده به طوریكه وقتي انسان به او نگاه ميكند
چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت
است يا زيبا؟ او زنى است كه به دينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء
دارد و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند، برتر
است... يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش
ايمان را كنده و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند
زنان جاهليت قديم پيش گرفته و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود
را از دست داده و بدنش را نمايان و صورت و دستها و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته،
نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را
مانند كالایى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا
او را مسخره و بيچاره كنند و عفّت او را از بين ببرند و شرافت خود را از دست بدهد
و در كرامت خويش زيان ببيند و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد. زيرا همه
اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد.
نام زينب همواره برايم عزيز، صميمي و دوست داشتني بوده است . مثل درختي سبز كه مي توان در سايه اش آرميد ، چشمه اي درخشنده كه مي توان از زلالش جرعه اي نوشيد و صخره اي بلند كه در هر مصيبتي مي توان به او تكيه داد و غم دل با او گفت. زينب كبري (س)، پيامبر خون شهداي كربلا و همراه حسين(ع) در نهضت خونين عاشورا بود.
امام حسين(ع) هنگام ديدار، به احترامش از جا بر مي خاست. اين بانوي بزرگ، داراي قوت قلب، فصاحت زبان، شجاعت، زهد و ورع، عفاف و شهامت فوق العاده بود. شوهرش، عبدالله بن جعفر (پسر عموي خودش) بود. از اين ازدواج، دو پسر حضرت به نامهاي محمد و عون، در كربلا به شهادت رسيدند. شرايط مبارك تحقق انقلاب اسلامي و تحولي كه در جامعه و بويژه در زنان و دختران ميهن ما رخ داده، ضرورت شناخت زينب را دو چندان مي كند.
امام خميني(ره) در وصيت نامه خود گفته اند: «ما مفتخريم كه بانوان و زنان، پير و جوان و خرد و كلان در صحنه هاي فرهنگي و اقتصادي و نظامي، حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند و ما مكرر ديديم كه زنان بزرگواري زينب گونه فرياد مي زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداي تعالي و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر و مي دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعيم است، چه رسد به متاع ناچيز دنيا» .
سلام بر خط شفقگون كربلا كه خون تو را، اى
خون خدا، همواره بر چهره افق مىپاشد و
غروب هنگام، سرخى آسمان مغرب را به شهادت مىگيرد ، تا آن جنايت هولناك را هر چه
آشكارتر بنماياند و چشم تاريخ را بر اين صحنه هميشه خونين بدو زد.
اى حسين ... اى عارف مسلّح!
كربلاى تو، عشق را معنى كرد و انقلاب تو
اسلام را زنده ساخت و شهادت تو، حضور هميشگى در همه زمانها و زمينها بود.
اى حسين... اى شراره ايمان!
در بهت خاموشى و ترس، تلخابه فرياد را در
حلقوم شب ريختى و با نامردان تبهكار، مردانه در آويختى. عاشوراى تو، انفجارى از
نور و تابشى از حق بود كه بر «طور» انديشهها تجلى كرد و «موسى خواهان» گرفتار در
«تپه» ظلمت ظلم را از سرگردانى نجات بخشيد.
چه مىگويم؟... تو تاريخ را به حركت آوردى
و زبان زمان را به سرودن حماسههاى زيباى ايثار و جهاد و شهادت گشودى. لحظه لحظه
تاريخ را عاشورا ساختى و جاى جاى سرزمينها را كربلا...
خفته بوديم و بى خبر، اما تو اى «كشتى
نجات» گام خسته ما را به تلاش كشاندى و افسردگى يأسمان را به شور اميد مبدل ساختى
و از سكوت و درنگ و وحشت، به فرياد و هجوم و شجاعتمان رساندى و پاى كوفته و پر
آبله ما را، تا بام آگاهى و تا برج بيدارى فرا بردى. اى حسين! تو كلاس فشرده
تاريخى، كربلاى تو مصاف نيست، منظومه بزرگ هستى است، طواف است. پايان سخن، پايان
من است. تو انتهاى ندارى...
در مرد غریزه جنسی بسیار قوی می باشد که او را به شدت به زن علاقه مند می کند. اگر این غریزه کنترل و اشباع نگردد، موجب انحرافات و پیامدهای ویرانگر خواهد شد. اگر هیچ کنترلی در این غریزه نباشد، و مردان آزاد و بی بند و بار باشند، به چشم چرانی می پردازند. به دنبال چشم چرانی، ارتباط های نامشروع و فسادهای دیگر هویدا می شود.
از سوی دیگر، زنان میل به خودآرایی و تمایل به نمایش خود و ظرافت های بدن شان دارند و اگر عفت درونی و کنترلی نباشد، تا جایی پیش می روند که می خواهند عریان باشند.
اگر در جامعه ای عفت و پوشش توسط زنان رعایت نگردد، دود آن به چشم همگان خواهد رفت و زمینه سازی برای بسیاری از جرایم ایجاد خواهد شد. زن چون از ظرافت بیشتری برخوردار است در صورت واقع شدن در محیط بی قانون، که حاکمیت عقل و منطق در آن ضعیف باشد، مورد ستم قرار می گیرد. حجاب و پوشش مانند سدی است که جلوی ظلم و ستم و تجاوز به حقوق زن را می گیرد.
اگر غریزه خودآرایی زنان مهار نشود، زن به سمت زرق و برق های کاذب، با پوشش های نامناسب می رود، که او را به سمت پوچی و بیهودگی زیستن می برد و سرانجامش جز گمراهی و تباهی و پاشیدگی کانون های گرم خانواده نیست.
زیبایی زن یک نوع سرمایه است که باید بجا و درست مصرف شود. زکات این زیبایی، پوشش و عفاف است. امتناع از جلوه گری در مقابل نامحرم، موجب کنترل این غریزه و حفظ حریم شده، با خواهش های نفسانی زن و مرد مبارزه می شود. وقتی زن خود را در مقابل خواهش های نفسانی بیمه نمود و خویش را کنترل کرد، زمینه برای رشد تعالی زن فراهم می شود و موجب تهذیب نفس زن و به طور کلی اجتماع خواهد شد و زن می تواند جامعه را بسازد.
خصیصه حیا و شرم به طور طبیعی، در زن بیش از مرد وجود دارد. به همین دلیل است که زن فطرتاً و از روی طبع و غریزه، میل به پوشش بدن خود در مقابل نامحرم دارد و از برهنگی دچار اضطراب میشود. شواهد فراوانی در اسلام بر فطری و غریزی بودن حیا برای زن وجود دارند و قرآن نيز به این مطلب اشاره کرده است. زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه نقش بسیار مهمی در ایجاد و گسترش عفّت، پاکدامنی و اخلاق در بین جوامع بشری دارند. عفّت و حیای زن، که یکی از مهمترین عوامل حفظ و بقای عفّت عمومی است، نه تنها در تمام ادیان و مذاهب الهی مورد تأکید قرار گرفته، بلکه افکار بشری نیز آن را مورد تأیید قرار دادهاند. از نظر اسلام، اهمیت این موضوع به حدّی است که برخی روایات آن را «تمام دین» میدانند. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده که فرمودند: حیا تمام دین است. امام علی(ع) نیز در مورد عفّت و پاکدامنی میفرمایند: «عفّت و پاکدامنی منشأ هر خیری است.» به همین منظور، در تمام ادیان و مذاهب آسمانی، قوانین گوناگونی برای حفظ و بقای عفّت و حیای عمومی وضع شدهاند، که «حجاب» و پوشش زن از جمله آنهاست. «حجاب»، که به معنای پوشیدن تمام بدن و زیباییهای ظاهری زن در برابر مردان بیگانه است، برای پیشگیری و مهار برخی گرایشها و رفتارهای خودنمایانه و وسوسهانگیز میباشد.
امام خامنه اي: بسيج ارزش است و بسيجي مفتخر به آن
هفته بسيج بر همه بسیجيان عاشق ولايت مبارك باد
ولادت حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، ثامن الحجج، بر شیفتگان خاندان امامت و ولایت و همه بسیجیان عاشق ولایت مبارک باد
امام خميني(ره): «بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد، بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پا برهنگان معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام ونشانی در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.»
امام خمینی(ره) خطاب به همه بسيجيان فرمودند: من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسؤولان نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.
مقام معظم رهبري مي فرمايند: فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است. روحیه بسیجی و معرفت بسیجی باید فراگیر شود تا این کشور بتواند بار سنگینی را که بر دوش دارد که همان بار هدایت الهی و سعادت انسانهاست به سرمنزل برساند، لذا بسیج تمام شدنی نیست. پر چاذبه ترين جلوه هاي هستي در بسيج خود را نشان داد.
یادش به خیر آن روزهایی که آژیر می کشیدند و می رفتیم توی پناهگاهها، یادش به خیر آنروزهایی که مارش عملیات را از رادیوها می شنیدیم، یادش به خیر تشییع پیکرهای پاک شهیدان و برنامه هفتگی این تشییع ها هر دوشنبه و پنج شنبه از مبدا سپاه پل عراق تا میدان شهرداری رشت، یادش به خیر آن روزهایی که رزمندگان اعزام می شدند به جبهه ها از همین گاراژ شیشه رشت و بوی نان برنجی دست فروشها و ...
و یاد هزاران تصویر مبهم و تار آن روزها به خیر، اضطراب آن روزهای جنگ و خون فراموش شدنی نیست. پس بپرس که چرا می گویم: یادش به خیر!!!!!!!!
امروز سالها از آن روزها می گذرد و مملکتمان در آرامش کامل است، آن روزها همه حواسشان به جبهه ها بود و به مرزداران و رزمندگان اما آرامش امروز ما را در خواب غفلتی فروبرده که دیگر انگار این مملکت هیچ مرز و مرزدار و مشکل مرزی و امنیتی ندارد، یاد بیداری های دیروز و اُف بر این غفلت امروز. گاهی می شنویم که مرزدارانمان در شرق در کمین اشرار گرفتار آمده اند و شهید داده اند و گاه خبر از هجوم پ ک ک در غرب و شهدایی در آنجا و گاه مرزداران دیپلماسی کشورمان را در اربیل عراق راهزنانه می ربایند و گاه به مرزهای مقدم جهان اسلام در جنوب لبنان و تایلند و یا چچن و بوسنی و ... حمله می برند و گاه مرزهای اعتقادی و بنیادی مان را در قلب ام القرای جهان اسلام در جراید کثیف الانتشار هدف قرار می دهند، گاه مرزداران اخلاقی را به بهانه یک هرزه ی آلوده به باد انتقاد می گیرند و گاه اقتدار و قدرت پلیس در برابر سوداگران مرگ و اراذل و اوباش را بر نمی تابند. امروز غبار غفلت همگی ما را فرا گرفته و دیگر کسی از چشمان بیدار مرزدارانمان یاد نمی کند مرزداران بلاد، مرزداران دیپلماسیف مرزداران اعتقادی، مرزداران اخلاقی و حتی مرزداران هنری. امروز خیلی ها دیگر مرزداری را برای خود افتخار نمی دانند. در جهانی که همه چشمها به دنبال فوتبالیستها و بازیگرانی است که با منها کردنشان هیچ خللی در کار جهان اتفاق نمی افتد دیگر حتی مرزداران هم اولادشان را به مرزداری تشویق نمی کنند. پس آرزو می کنم که خداوند مرا هم از مرزداران قرار دهد در رکاب صاحب الزمان(عج) انشاءالله.
ث - ن * تهران * 30 شهریور 1386
یکی از ایراداتی که برحجاب گرفته اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود.
می گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هرانسانی شریف و آزاد است، مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه، تابع هر کشور یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن و همچنین حکم مطابق عقل و شرع به اینکه هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.
در جواب اينان لازم است بگوييم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفه ای است که برعهده زن نهاده شده تا در معاشرت و برخورد با مرد کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.
اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت ، روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را «زندانی کردن» یا « بردگی» نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل « آزادی» فرد نمی توان دانست.
عفاف و جمال باطني و زيبايي رفتاري زن، براي عقل و روح لذت و بهجت مي آفريند. عفت و حياي زن حافظ و تقويت كننده جمال صورت و جاذبه هاي ظاهري اوست كه پرهيز از خودنمايي و خودآرايي در جامعه پرتوي از عفت و حياي او مي باشد. ريحانه محجبه و با تقوا يگانه درّي است كه در آسمانها و زمين ارزش بي حد دارد، حفظ حجاب عفيفانه اسلامي، حفظ ارزش هاست. حضور زنان بدون حجاب خداپسندانه و يا با چهره هاي مزيّن شده در مجامع عمومي، كارآمد ترين سلاح دشمن براي تخريب اخلاق و معنويت است. شانه خالي كردن از حجاب اسلامي با منطق هاي پوشالي، در شأن يك دختر فهيم نيست. لزوم حجاب شايسته بر مبناي بينش توحيدي و كرامت انساني زن مسلمان است. زيورهاي جسمي فناپذير است، اما عفت، متانت، غيرت و ساير زينت هاي روحي، همراه با بقاي روح، ماندگار بوده و همواره با انسان است. حجاب و ساير ارزش هاي الهي و انساني، آبياري شده خون سالار شهيدان و شهداي كربلاست. سلام و درود بر بانوان عفيفه و محجبه اي كه بندگان عزيز حقند، نه بردگان ذليل نفس.

بدترين خبري كه تو چند سال گذشته در حوزه سیاست شنيدم، خبري بود كه ديروز خبر اول اكثر سايت ها بود خبري كه من وقتي كه غروب از دانشگاه اومدم، در ابتدا تو سايتهاي خبري (البته اول تو خبرگزاري فارس) ديدم و ديشب هم از زبان دكتر الهام (سخنگوي دولت) تو 20:30 شنيدم و اون استعفاي دكتر علي لاريجاني دبير اسبق شوراي عالي امنيت ملي و نماينده آقا در اين شورا بود. واقعاً تاسف خوردم يه جورايي شوكه شدم، البته قابل پیش بینی بود ولی فکر نمی کردم به مرحله عمل برسه.
به نظر من لاريجاني دوران بسيار موفقي رو به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي سپري كرد. لاريجاني تو مقطع حساسي پرونده هسته اي رو به دست گرفت و تونست اونو به خوبي اداره كنه و به پيش ببره و باعث موفقيت هاي زيادي بشه، يه نمونه كوچيك از اين موفقيت ها، مي شه به گزارش چند هفته پيش البرادعي درباره پرونده هسته اي ايران اشاره كرد، كه تودهني بسيار خوبي به آمريكا و همه كشورهايي بود كه مدعي هستند ايران دنبال بمب اتميه. لاريجاني يه ديپلمات تمام عياره، فن ديپلماسي رو بلده، شخصيت لاريجاني طوريه كه اروپائيها و سولانا رو حرفش حساب ويژه اي مي كنند. لاريجاني سياستمدار بسيار با هوش و البته تيزهوشيه، مي دونه چطور بايد با غربي ها حرف بزنه كه گاف نده و آتو دست اونا نده. هر وقت كه لاريجاني درباره سياست خارجي و پرونده هسته اي مصاحبه و يا سخنراني مي كرد كِيف مي كردم چون هميشه از موضع قدرت و عزت صحبت مي كنه، افتخار مي كردم كه چنين شخصيتي تو جوامع بين المللي و سياسي غرب از پيشرفت و حق مسلم ايران دفاع مي كنه و ذره اي كوتاه نمياد (البته من اين حس رو نسبت به دكتر احمدي نژاد هم دارم). واقعاً كاري كه لاريجاني تو اين چند ساله در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي انجام داد شايد به جرأت بتونم بگم در سياست خارجي جمهوري اسلامي كم نظير و شايد بشه گفت بي نظير بوده. لاريجاني از خانواده اي مذهبي و ولايتيه، كه اين خانواده فرزندان بزرگوار ديگري هم داره، همچون دكتر باقر لاريجاني، حجت الاسلام والمسلمين شيخ صادق لاريجاني و همچنين سياستمدار مورد علاقه من در بحث روابط بين الملل يعني دكتر جواد لاريجاني.
شنيدم كه دكتر علي مي خواد در جاي ديگر فعاليت سياسي رو ادامه بده. انشاءالله در هر پستي كه مي خواد خدمتگزاري كنه، بتونه همچون گذشته برا نظام مقدس جمهوري اسلامي مثمرثمر واقع بشه. لاريجاني نمونه بارز يك سرباز وفادار و هميشه مطيع ولايت بوده و انشاءالله خواهد بود.
خدا خيرش بده.
دختر عفيفه و محجبه، مهمان گران قدري است كه هر جا رَوَد با تعظيم و تكريم پذيرايي شود، ولي غير محجبه با نظر شهواني. دختر عفيفه و محجبه جلوه عفت و حياي خداوند است عفاف باطني و فطري زن، زينت گوهر روح و دژ محكم امنيتي اوست، حجاب كامل و عدم اختلاط با مردان، ضامن كنترل غريزه ها و ميل هاي او، حافظ بهداشت و سلامت رواني و غريزي افراد جامعه و بالاخره باعث تامين امنيت اجتماعي زن است. اين دژ باطني و امنيتي زن همچون سدّ پولاديني است كه هرگز فرو نمي ريزد، مگر با غفلت زن نسبت به ارزش ها و استعدادهاي متعالي خود و قرار دادن خويش در معرض نگاههاي آلوده و ناپاك هوس رانان. دختري كه عفت و حيا در وجودش موج زند، ستاره فروزان عشق، جان او را تابناك نمايد. حجاب و پوشش عفيفانه زن شعار حق طلبي، نمايش حقيقت خواهي و فرياد عليه جاهليت و خودآرايي و خودنمايي جاهلي است.


عید، میعادی در زمان است و فطر میثاقی با فطرت! چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده. ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده. ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است. عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای شبانه، عید کنترل خواسته ها، عید محرومان وگرسنگان.
فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد! فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است. عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مهر قبولی انفاقهای به قصدقربت است. پایان نامه دوره ی ایثار و گذشت است. درود بر فطر فطرت، سلام بر فطر ذکر و نیایش.
عيد فطر ، عيدي است پس از يك ماه روزه داري، عبادت خالصانه، شب زنده داري، تلاوت عاشقانه آيات قرآن، توجه به عظمت و بزرگي حضرت باريتعالي، نوازش دل هاي پاك و بي آلايش محرومان، از خود گذشتن و رسيدن به مقام والاي بندگي خالق توانا، عشق ورزيدن به خوبي ها و دوري از هر نوع بدي، رفتن به سوي حق و مذمت باطل، پرداختن به باطن انساني و فرار از ظواهر فريبنده دنياي فاني، تجربه صبر و متانت و ايثارگري، باز يافتن خود و خداي مهربان، شناخت پاكي هاي پارسايان و پرهيزكاران عالم، ستايش خاضعانه و خاشعانه درگاه احديت، ذوب شدن در عشق واقعي و دروني وجود هستي و شكر نعمات بيكرانش و در آخر رسيدن به ساعات پرشور و به ياد ماندني و وحدت آفرين نماز پر فيض عيد فطر، كه همانا پاداش روزه داران از سوي پروردگار عالم محسوب مي گردد.

دستان بي پناهم را به سوي هر آسمان که بلند کنم بيم آن دارم که ستاره هاي سوخته در گودي دستانم ذوب شوند و صدايم که هر کرانه بگسترم رودها و رودخانه ها بر جداره هاي طغيان مي کوبند! خستگي ام را فرياد مي زنم آن گونه که حنجره ام از هرم فرياد مي سوزد. گناهان همچون پيچکي عظيم بر ساقه نحيف پيکرم پيچيده اند و در فراخناي نفس؛ تنگي نفس گرفته ام . در من احساسي است که هر روز تو را مي طلبد و در تو مهري که هر روز مرا به ورطه عشق مي کشاند.نفس سرکش؛ ميل به خطا دارد و سوداي گناه و شيطان رانده شده از بهشت بر اين قسم است تا از هر سو که مي تواند درآيد و وسوسه کند و به خطا بکشاند. خطاي بسيار کرده ام؛ زينهارت را در عمل نگرفتم، بر حدودت پانهادم و در سکوت شاخه هاي ياس مي چينم و خاک را مي يابم که بوي رکود مي دهد، تو را مي خواهم؛ تو را که به کلمه اي آسمان آفريدي تا کلماتم آسماني کني.در اين ليالي هستي بخش که گستره نور رحمتت جهان را در بر مي گيرد؛ مرا در کشتي نجات بخش طاعت و محبتت جاي ده و با ريسمان محبت خود مرا از حلقوم امواج نافرماني ات نجات بخش که. پلک هاي خستگي ام با وسوسه خواب بر هم مي آيد غافل از لحظه هايي که عظمتش را تنها و تنها تو مي داني و لحظه ها چون زلال قطره هاي آب از لابلاي انگشتان وجودم از دست مي رود و من مي مانم و دستاني تهي! همه ذرات من تو را زمزمه مي کنند و تو به يقين زمزمه را مي شنوي که هيچ زمزمه اي تو را از شنيدن زمزمه ديگر باز نمي دارد. مرا درياب تا سيمرغ وجودم به قاف آرزوهايش که تو باشي، برسد، مرا درياب كه دل دريايي من بي تو مرداب است .

ای آزادی! لفظت خوشبخت ترین لفظ ها و معانیت بدبخت ترین معانی است. ای آزادی! چه زنجیره های گران باری که به نام تو به دست و پاهای انسان ها بستند.
« علامه محمد تقی جعفری »
واژه آزادی، یکی از مظلوم ترین کلمات و واژه هایی است که در طول تاریخ بیش از هر چیز مورد تحریف و سوء استفاده قرار گرفته است. غرب در تبیین مفهوم آزادی، شعار آزادی مطلق سر می دهد در حالی که این شعاری است عاری از شعور که نه استدلال علمی دارد و نه توجیه عقلی و نه امکان عملی.
امروز به دلیل موقعیت استراتژیکی ایران و نفوذ روز افزون تفکر و اندیشه اسلامی در غرب، دشمنان اسلام و انقلاب و در رأس آن شیطان بزرگ آمریکا برای براندازی نظام اسلامی و تحمیل مجدد سلطه استعماری خود شعار آزادی خواهی و ترویج بی بند و باری را دستاویزی برای نیل به اهداف شوم خود قرار داده و امروز با طرح شعار آزادی خواهی توطئه ای علیه دین و انقلاب پی ریزی کرده است که مردم باید به این موضوع توجه کنند و فریب شعار دروغین و خدعه و نیرنگ دشمنان دین و انقلاب را نخورند و آلت دست بیگانگان قرار نگیرند.
امام خامنه ای می فرمایند: « اگر کسانی قرار شد بنشینند توطئه کنند و این توطئه را به شکلی در یک نوشته منعکس کنند، این آزادی توطئه است، و این آزادی مردود است »
زیرا حجاب بهترین حافظ و حصاری است که زن را از خطر بیگانه حفظ می کند و زن بی حجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است و هر رهگذری به سوی آن دست دراز می کند یا مانند گلی است که هر کس به چیدن آن تمایل دارد.
پوشیده بودن زن در جامعه نه تنها موجب تقویت بنیان خانواده است بلکه سبب حفظ ارزش زن و جلوگیری از ابتذال و تباهی او نیز می باشد.
حجاب برای زنان مانند صدفی است که گوهر وجودش را از گزند خطرها و آسیب ها در برابر نامحرمان و بیگانگان مصونیت بخشیده و بیمه اش می نماید و به جامعه خصوصاً جوانان، آرامش می بخشد و مانع هرگونه گسترش فساد و گرایش به فحشا می وشود.

اعتكاف، فصل دلدادگي مردماني است كه عاشقي را عاشقند و نيايش را شيدا.
ديالوگ با پروردگار را در كنج خلوت تنهايي خويش ميراث داري مي كنند تا شكوفه هاي سبز استجابت بر عمق قلب هاي صيقل يافته شان جوانه بزند. اينجا مركز جهان است و اين قلب من است كه از قلب جهان با تو راز و نياز مي كند و چه شيرين هم سخني هستي تو اي بهترين معشوق و اي نازنين همدم تنهايي من! اين شبهاي شيدايي، شعر شكوه بندگي مرا بشنو و بپذير اين يگانه خلقت يگانه گونه ات را كه امير زمان و زمين است اگر بخواهد و بخواهي...
مرا بپذير كه تو را چشم در راهم. شباهنگام كه بر پهنه سجاده تو را صدا مي زنم ...

من مي گويم چادر، هم بهترين نوع حجاب است و هم يك نشانه ملي ماست كه هيچ منافاتي با هيچ نوع تحركي از زن ندارد. اگر واقعاً كار اجتماعي و كار سياسي و كار فكري به معناي تحرك باشد، لباس رسمي زن مي تواند چادر باشد كه بهترين نوع حجاب است. البته مي توان محجبه بود ولي چادر نداشت منتها همين جا هم بايد آن مرز را پيدا كرد. عده اي از چادر فرار مي كنند به خاطر اينكه هجوم تبليغاتي غرب دامنگيرشان نشود. اما از چادر فرار مي كنند به آن حجاب واقعي بدون چادر هم روي نمي آورند چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي دهد. تصور نكنيد اگر ما فرضاً چادر را كنار گذاشتيم آن مقنعه كذايي را... درست كرديم دست از سر ما بر مي دارند، آنها به اين چيزها قانع نيستند بلكه مي خواهند همان فرهنگ مخصوص خودشان را در اينجا مثل زمان شاه، كه زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت عمل شود. سؤال من اين است كه با برداشتن چادر در كشور ما زنها تا چه اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شركت كردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش (محمد رضا خائن) فرصتي داده شد تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شركت كنند. زنهاي ايراني زماني وارد فعاليتهاي اجتماعي شدند و كشور را با دستهاي تواناي خود متحول كردند و مردهاي اين كشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه كشيدند كه چادر سرشان بود.
((مقام عظمای ولایت))

براى فاطمه (س) رمز و رازى الهى و مقصدى لاهوتى معرفى كردهاند و در خور اسوه بودن براى بشريت. اسناد و روايات نشان مىدهند او ولى خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قيود بشر ساخته، داراى تقوائى بىنظير و ادبى كم نظيرتر در دنياى زنان. داراى ايمان آميخته با اركان وجودى، صبر و مقاومت در امور، حلم و متانت در كارها، علو روح، داراى سرعت در ادراك و تعقل جهتدار كه به سوى بي نهايت است، داراى شجاعت گرفته از ايمان، تنها و تنها در جهان بشريت و نمونه عالى حب خدا و اسوه در پرستش و نيايش، شرافت و جدال و برگزيده خدا و... بدين سان همه عملكرها، مواضع، حالات و حركاتش درس است. زندگى او خود يك راه است و راه اسلام، مسلمانى و راه فطرت. با درس آموزى از فاطمه (س) است كه مىتوانيم دريابيم راه خدا چيست؟ راه ايمان و تقوا كدام است؟ راه حقطلبى و مبارزه و تلاش در راه هدف الهى كدام است؟ فاطمه (س) به زنان ما درس مىدهد درس زندگى، درس جهاد و مبارزه، درس مرزدارى ايدئولوژى و درس حضور اجتماعى در عين رعايت موازين شرعى و او آموزگار مسلم راهى است كه بشريت از ابتداى پيدايش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طى طريق در آن مسيره بوده است .
ولادت ام ابیها مادر سادات فاطمه الزهرا(س) بر فرزند منتظرش حضرت ولی عصر(عج) و نائب بر حقش مقام عظمای ولایت و همه بسیجیان عاشق ولایت تبریک و تهنیت باد.
امروز آن فرهنگی که در زیر سایه آموزه های حضرت امام(ره) در ايران متولد شد، عالم را فراگرفته است. در هياهوي جنگ چه كسي تصور مي كرد روزي اين فرهنگ به كوچه پس كوچه هاي غزه و بيت المقدس راه يافته و به بوسني، شمال آفريقا و جنگل هاي فيليپين نفوذ كند. بدرقه مادران داغديده و همسران بيوه در سكوت تاريخ، امروز عالم را متحول ساخته است. در جنوب لبنان قاعده شكست ناپذيري اسرائيل شكسته شده است. جاي تامل دارد كه چرا حزب الله توانست كاري را انجام دهد كه تمام كشورهاي عربي و قطعنامه هاي بين المللي نتوانستند انجام دهند؟ زيرا حزب الله تمام قاعده ها را ناديده گرفت و جنگي غير متعارف را در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح صهيونيستي به را انداخت، مانند آنچه كه بسيجي هاي ايران در مقابل ماشين جنگي حمايت شده عراق انجام دادند. همين تفكر در انتفاضه بيت المقدس نيز جريان يافته و دشمن را به درماندگي انداخته است. نشانه هاي اين استيصال را مي توان در هلي كوپترهاي آپاچي ديد و در تانك هايي كه نوجوانان سيزده ساله را هدف تير مستقيم قرار مي دهند. استيصال در مقابل اراده ايماني ملتي كه به جهاد پرداخته است.
موشه دايان از رهبران صهيونيست ها در پي وقوع انقلاب اين گونه گفت: « زلزله اي در تاريخ سياسي اتفاق افتاده است كه شدت آن را با درجات ريشتر نمي توان اندازه گرفت.» و آنچه امروز در فلسطين اتفاق مي افتد، انعكاس آن زلزله است.
همزمان با عمليات والفجر هشت، راديو آمريكا اعلام كرد كه آنچه در ايران اتفاق افتاد (عبور از اروند) و فتح فاو در آن سوي آب، در كل تاريخ جنگ هاي كلاسيك دنيا بي نظير است، بايد بررسي شود كه اين مردان قوباغه اي در كجا آموزش ديده اند، اين همه نظم و دقت در عمليات و تامين آتش، جنگ در نخلستان و مقاومت سه روزه زير بمباران شيميايي چگونه ايجاد شده است؟ در حالي كه مردان قورباغه اي، جز عده اي طلبه و دانشجو، نانوا و كشاورز و ...نبودند كه پس از چهل پنجاه روز آموزش نظامي لباس غواصي پوشيدند و با آمادگي براي شهادت به آب زدند.
اينان عاجزند از درك جنگي كه كلاسيك است، ولي ماهيتش پارتيزاني است و نيرويي غير حرفه اي كه در عرصه نبرد مي جنگد. اگر كسي جامعه شناسي جنگ هشت ساله را مطالعه كند، خواهد ديد كه در گردان ها و واحد هاي نظامي ما كساني در يك جا گرد آمدند كه با هيچ تز و تعريف جامعه شناختي نمي توان آن ها به دور هم جمع كرد. اينان عاجزند از درك جنگي كه رزمندگان آن از مرگ نمي هراسند و مفهوم شكست و پيروزي در آن تغيير كرده است، زيرا هيچ يك از غرايز حيواني انگيزه اين نوع جنگيدن نيست.
وقتي بعد از 72 ساعت عمليات زير آتش سنگين دشمن، فاو فتح مي شود، امام پيغام مي دهد فاو را خدا آزاد كرد، مغرور نشويد، شما كاره اي نبوديد و آنگاه كه(هجده ماه بعد) سقوط مي كند پيغام مي رسد ناراحت نباشيد، ما براي زمين و خاك و دريا نمي جنگيم ما براي رسالتي الهي و انساني مي جنگيم. يا بعد از عمليات بدر بعد از آن همه رنج سختي و در نهايت عقب نشيني، امام(ره) فرمودند: شما مامور نبوديد كه پيروزشويد، بلكه شما مامور اداي به تكليفتان بوديد.
آنها چگونه مي توانند كلام آن بيسيم چي را در آخرين لحظات زندگي اش بفهمند، وقتي پشت بيسيم گفت: عراقي ها خاكريزرا گرفته اند، تير خلاص مي زنند، بايد موج بيسيم را تغيير بدهم، ولي سلام ما را به امام برسانيد، بگوييد از ما راضي باشد، هركاري از دستمان بر مي آمد كرديم.
جزدر قاموس پارتيزان هاي شهر عشق چگونه مي توان فهميد كه او از چه چيز شرمنده است؟
((استاد رحيم پور ازغدي))
فاطمه (س) سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامى در برابر غير آن است. او سندى است براى معرفى زن و ارزش او ورشد او، و كمال او، و نمونهاى از يك همسر ايدهآل، مادر ارزنده و عضوى براى جامعه، هادى زنان، الگوى نيايش، اسوه پوشش...
و او سند مظلوميت است، سند حقطلبى است. كبودى بدنش خط روشنى بر سيه روزى خصم است و ورم بازويش نشانه بد ستيزى دشمن براى كوتاه كردن دست او از دامن حق و اين خود يك سند است. اثر ضربههاى تازيانه بر بدن، خطوط كبودى در آن پديد آوردند كه هر كدام خطوط روشنى است بر بى منطقى دشمن .
فاطمه (س) امروز در ميان ما نيست ولى خاطره نالههاى دردمندانهاش كه بخاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر مىآمد هنوز در گوشها طنين انداز است. و شهادت مظلومانهاش حاكى از مقاومت و خطاب جانانهاش پرچمى افروخته بر قلب تاريخ براى اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعى ناامنى پديد آمده از غاصبان حق.
سلام بر فاطمه (س) و پدرش
سلام بر فاطمه (س) و همسرش
سلام بر فاطمه (س) و فرزندان و ذريهاش.
فاطمه (س) را بايد هميشه به ياد داشت و ياد او بايد ياد عشق در ايمان باشد و ياد عاطفه و احساس توام با تعقل او در خور ياد كردن و ذكر است بدان خاطر كه تصوير آزادگى او به ما درس آزادى مىدهد، خاطره حق طلبيش به ما درس وظيفه و جرأت و شهامت مىدهد و يا مبارزهاش در ما روح مبارزات حقطلبانه را احياء مىكند.ما با ياد فاطمه (س) و موضعگيريهايش بايد اين درس را داشته باشيم كه به موضعگيرى انديشه در شرايط گوناگون و متفاوت زندگى دست يابيم و در هر مساله و مشكل از خود سوال كنيم اگر فاطمه (س) با اين مشكل مواجه مىشد چه مىكرد؟ و هم با مطالعه تاريخ زندگيش از او و از راه و روش او الهام مىگيريم و طريق خود را روشن و هموار كرده و به پيش رويم .او ولى خدا بود داراى ايمان و عصمت، على (ع) او را از دو ركن جهان اسلام معرفى كرد كه ركن اول آن شخص پيامبر بود. و آن روز كه فاطمه (س) از دنيا رفت على (ع) با تأثر و اندوه فرموده بود اين همان ركن دومى بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر) و چنانچه درباره فاطمه (س) پيامبر فرموده بود هذا احدالركنين. و آدمى براى استوارى نيايش ناگزير به ستون و ركنى دارد. هر قدر آن ركن مهمتر و سنگينتر، استحكام بنا و اعتماد ما بدان بيشتر و زيادتر است و اين خود نيز اسوه آموزى و الگو پذيرى است كه آيات قرآن و روايات ما را بدان توصيه مىكنند.
گوهر خلوص به عبادت ها ارزش و اعتبار مي بخشد و عبادتي كه خالص براي خدا نباشد و ريا، نفاق و شهرت طلبي و عوام فريبي باشد، فاقد ارزش است و نزد خداوند هم پذيرفته نيست.
امام رضا(ع) مي فرمايند: هركس با طرح عبادت خويش در جامعه، خود را مشهور مي كند، نسبت به دين او بدبين باشيد. چنين كساني از دين، دامي براي فريب مردم مي سازند. عبادت بي اخلاص، همچون جسم بي جان و پيكر بي روح است.
خاشعانه خشوع، آن توجه قلبي به پروردگار و داشتن حالتي است كه مناسب با عظمت خداوند است. پرستش خدا بايد همراه با قلبي سرشار از احساس عظمت خدا و كوچكي و نياز در مقابل او باشد.
آنگونه كه بيمار از غذاي لذيذ لذت نمي برد، عبادت كنندگان بي شوق هم لذتي از پرستش نمي برند. عبادت بايد همراه محبت و عشق و نشاط و لذت باشد، نه همراه كسالت و بيحالي و افسرده دلي. نشاط در عبادت امتيازي است كه انسانهاي شيفته دل از آن برخوردارند. زمينه آن را هم بايد با معرفت و توجه به دست آورد. عبادت زوري و تحميلي بي نتيجه است.
14 خرداد سالروز رحلت جانسوز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) بر همگان تسلیت باد.
*****************************************************
سالروز آغاز ولایت و رهبری مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای بر همه شیفتگان، پیروان و عاشقان ولایت تبریک و تهنیت باد.
زنان ما نياز دارند دريابند چگونه بايد پيوندى بين عبادت و لذت ايجاد كرد و چگونه در عين حضور اجتماعى بايد به پوشش و عفاف خود عنايت داشت و چگونه ميتوان در جو زمانى نامناسب هدف و هويت خود را فراموش نكرد. بحثها بايد در اين حدود دور زند.
جامعه زنان ما بايد دريابند كه ارزش تلاش مبارزاتى فاطمه (س) كمتر از ارزش صلح امام حسن (ع) و كم بهاتر از قيام امام حسين (ع) نيست و اگر تصويرى در اذهان خلاف چنين باور است بدان خاطر است كه هنوز ما در فاطمهشناسى ضعيفيم و هنوز ما را توان ارزيابى و تحليل و مقايسه و بررسى ريشهها و عوامل پديد آورنده يك نهضت و حركت نيست. 
