فاطمه (س) سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامى در برابر غير آن است. او سندى است براى معرفى زن و ارزش او ورشد او، و كمال او، و نمونهاى از يك همسر ايدهآل، مادر ارزنده و عضوى براى جامعه، هادى زنان، الگوى نيايش، اسوه پوشش...
و او سند مظلوميت است، سند حقطلبى است. كبودى بدنش خط روشنى بر سيه روزى خصم است و ورم بازويش نشانه بد ستيزى دشمن براى كوتاه كردن دست او از دامن حق و اين خود يك سند است. اثر ضربههاى تازيانه بر بدن، خطوط كبودى در آن پديد آوردند كه هر كدام خطوط روشنى است بر بى منطقى دشمن .
فاطمه (س) امروز در ميان ما نيست ولى خاطره نالههاى دردمندانهاش كه بخاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر مىآمد هنوز در گوشها طنين انداز است. و شهادت مظلومانهاش حاكى از مقاومت و خطاب جانانهاش پرچمى افروخته بر قلب تاريخ براى اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعى ناامنى پديد آمده از غاصبان حق.
سلام بر فاطمه (س) و پدرش
سلام بر فاطمه (س) و همسرش
سلام بر فاطمه (س) و فرزندان و ذريهاش.
فاطمه (س) را بايد هميشه به ياد داشت و ياد او بايد ياد عشق در ايمان باشد و ياد عاطفه و احساس توام با تعقل او در خور ياد كردن و ذكر است بدان خاطر كه تصوير آزادگى او به ما درس آزادى مىدهد، خاطره حق طلبيش به ما درس وظيفه و جرأت و شهامت مىدهد و يا مبارزهاش در ما روح مبارزات حقطلبانه را احياء مىكند.ما با ياد فاطمه (س) و موضعگيريهايش بايد اين درس را داشته باشيم كه به موضعگيرى انديشه در شرايط گوناگون و متفاوت زندگى دست يابيم و در هر مساله و مشكل از خود سوال كنيم اگر فاطمه (س) با اين مشكل مواجه مىشد چه مىكرد؟ و هم با مطالعه تاريخ زندگيش از او و از راه و روش او الهام مىگيريم و طريق خود را روشن و هموار كرده و به پيش رويم .او ولى خدا بود داراى ايمان و عصمت، على (ع) او را از دو ركن جهان اسلام معرفى كرد كه ركن اول آن شخص پيامبر بود. و آن روز كه فاطمه (س) از دنيا رفت على (ع) با تأثر و اندوه فرموده بود اين همان ركن دومى بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر) و چنانچه درباره فاطمه (س) پيامبر فرموده بود هذا احدالركنين. و آدمى براى استوارى نيايش ناگزير به ستون و ركنى دارد. هر قدر آن ركن مهمتر و سنگينتر، استحكام بنا و اعتماد ما بدان بيشتر و زيادتر است و اين خود نيز اسوه آموزى و الگو پذيرى است كه آيات قرآن و روايات ما را بدان توصيه مىكنند.
گوهر خلوص به عبادت ها ارزش و اعتبار مي بخشد و عبادتي كه خالص براي خدا نباشد و ريا، نفاق و شهرت طلبي و عوام فريبي باشد، فاقد ارزش است و نزد خداوند هم پذيرفته نيست.
امام رضا(ع) مي فرمايند: هركس با طرح عبادت خويش در جامعه، خود را مشهور مي كند، نسبت به دين او بدبين باشيد. چنين كساني از دين، دامي براي فريب مردم مي سازند. عبادت بي اخلاص، همچون جسم بي جان و پيكر بي روح است.
خاشعانه خشوع، آن توجه قلبي به پروردگار و داشتن حالتي است كه مناسب با عظمت خداوند است. پرستش خدا بايد همراه با قلبي سرشار از احساس عظمت خدا و كوچكي و نياز در مقابل او باشد.
آنگونه كه بيمار از غذاي لذيذ لذت نمي برد، عبادت كنندگان بي شوق هم لذتي از پرستش نمي برند. عبادت بايد همراه محبت و عشق و نشاط و لذت باشد، نه همراه كسالت و بيحالي و افسرده دلي. نشاط در عبادت امتيازي است كه انسانهاي شيفته دل از آن برخوردارند. زمينه آن را هم بايد با معرفت و توجه به دست آورد. عبادت زوري و تحميلي بي نتيجه است.
14 خرداد سالروز رحلت جانسوز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) بر همگان تسلیت باد.
*****************************************************
سالروز آغاز ولایت و رهبری مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای بر همه شیفتگان، پیروان و عاشقان ولایت تبریک و تهنیت باد.
زنان ما نياز دارند دريابند چگونه بايد پيوندى بين عبادت و لذت ايجاد كرد و چگونه در عين حضور اجتماعى بايد به پوشش و عفاف خود عنايت داشت و چگونه ميتوان در جو زمانى نامناسب هدف و هويت خود را فراموش نكرد. بحثها بايد در اين حدود دور زند.
جامعه زنان ما بايد دريابند كه ارزش تلاش مبارزاتى فاطمه (س) كمتر از ارزش صلح امام حسن (ع) و كم بهاتر از قيام امام حسين (ع) نيست و اگر تصويرى در اذهان خلاف چنين باور است بدان خاطر است كه هنوز ما در فاطمهشناسى ضعيفيم و هنوز ما را توان ارزيابى و تحليل و مقايسه و بررسى ريشهها و عوامل پديد آورنده يك نهضت و حركت نيست. 
بتاب اى مه تو بر كاشانه من
كه تاريك است امشب خانه من
بتاب اى مه كه بينم روى نيلى
بشويم در دل شب جاى سيلى
بتاب اى مه كه تا با قلب خسته
دهم من غسل ، پهلوى شكسته
بتاب اى مه كه شُويم من شبانه
ز اشك ديده ، جاى تازيانه
بتاب اى مه كه تا كلثوم و زينب
ببينند روى مادر در دل شب
بتاب اى مه حسن مادر ندارد
حسين من كسى بر سر ندارد
بتاب اى مه گلستانم خزان شد
به زير خاك ، زهراى جوان شد
بشنو از چادر كه از توصيف زن
تار و پودش با تو مي گويد سخن
تار و پودم را شرافت تافته
تا شرافت را به عصمت بافته
در كلاس حفظ تقوا و شرف
دختران دُرّند و چادر چون صدف
بهترين سرمايه زن چادر است
زانكه زيبا زينت زن، چادر است
حفظ چادر در سراي اقتدار
دختران را هست تاج افتخار
حفظ چادر حفظ دين و مذهب است
شيوه زهرا(س) و درس زينب(س) است
حفظ چادر سد فحشا مي كند
روسفيدي نزد زهرا(س) مي كند
حفظ چادر چاره ساز كارهاست
حافظ گل از هجوم خارهاست
حفظ چادر زخمها را مرهم است
زمانه خواست تو را ماضي بعيد كند ، ضمير غائب مفرد كند، « شهيد » كند، زمانه خواست كه در خانقاه تاول، تو را مراد كند، درد تو را مريد كند، خدا نخواست كه فقط از تو سر بگيرد، خواست كه ذره ذره تمام تو را « شهيد » كند .


