اعتكاف، فصل دلدادگي مردماني است كه عاشقي را عاشقند و نيايش را شيدا.
ديالوگ با پروردگار را در كنج خلوت تنهايي خويش ميراث داري مي كنند تا شكوفه هاي سبز استجابت بر عمق قلب هاي صيقل يافته شان جوانه بزند. اينجا مركز جهان است و اين قلب من است كه از قلب جهان با تو راز و نياز مي كند و چه شيرين هم سخني هستي تو اي بهترين معشوق و اي نازنين همدم تنهايي من! اين شبهاي شيدايي، شعر شكوه بندگي مرا بشنو و بپذير اين يگانه خلقت يگانه گونه ات را كه امير زمان و زمين است اگر بخواهد و بخواهي...
مرا بپذير كه تو را چشم در راهم. شباهنگام كه بر پهنه سجاده تو را صدا مي زنم ...

نگارش در تاريخ سه شنبه 1386/05/02 توسط محمد شاه ملک پور
|

